arrow_back شهر اسکول بازی

شهر اسکول بازی

سلام به وبoskolbazi1399خوش اومدید🎪 اینجا اڪًـیپ ما ڪًـلۓ اسڪًـول بازۓ از خودشون درمیان🤪امیدوارم اینجا خیلۓ بهتون خوش بگذره🔥🖇️

more_vert
نانای نانای:-: | 15:34 1399/9/11

ماهی قلی گاوه(ماهی قلی؟😂)

شینا خره نابه😂

کرسی گلو ماهه😂🌹😎

مهی دم مار داره😂

افی زن سامیه😂

سامی شوهر افیه😂

بهی ساقدوش عروس😂(پناه بگیرم😂)

رکسانا چماغ به دوش😂

عاری کوچیک مثل موش😂

پری که عقل نداره😂(پری عقلی رو میگم😂)

اتوسا که سر نداره😂

پری دخمل ننه😂❤

دینی ننه ی همه😂

محی ننه دومه😂

خان داداش سومه😂(دارم چرند میگم😂)

مارال که بی بخاره😂

بدبخت شوهر نداره😂

حالا هاچین و واچین😂

پا نره رو مین😂

 

و ایللفرارررررررررررررررر😂

 

(لایک کنید😂🌹)

 

 

خب خب امدم با یه فیلم خارجی بسیاررررر طنزززز😂😂😂

البته ینگنه منحرفی هست گفته باشم نگین نگفتی😂😁

خب خب یکم توضیحات درمورد این فیلم

خلاصه:آن هاتاوی و ریبل ویلسون به عنوان هنرمند ی زن ، یکی از اجاره پایین و دیگری طبقه بالا ، که گروهی را به دست می گیرند مردانی را که به آنها ستم کرده اند ، می گیرند.

 

خب ادبی نمیفهمین خودم خلاصشو میگم😂😂

درمورد دوتا زن هست که کلاه بردار هستن و فقط به تمام مردایی که بهشون ظلم کردن کلاه برداری میکنن و.....

خب خب برای پوستر و فیلمش گمشین ادامه😂

 

پست .. | 16:02 1399/8/21

سلوم د:  *این استیکر بر گرفته از عاری میباشد!

ام...خب حرفی ندالم..•-•

 

 

😁😄

به اطلاع برسانم دوتا ویدیو یکی هستن اما ازونجایی که اونیکی خرابکاری شد طول و عرضش دوباره کذاشتم

خب..دیه...من میرم<:

 

واقعا خیلی مسخره بودن😂😂😂

البته بیشتر طرحاش مال ماهیا بود😂😂😂😂😂😂

از منم یکی درست کرده بود *-*😂

ولی خدایی خیلی مسخره بود😂😂😂

مخصوصا اونی که گفت شبیه ابزار شکنجس😂😂😂😂

برای دیدن بکوب😂

شمارا با این کفش های عجیب تنها میگذارم😂😂😂😂😂

جا پای حضرت | 15:12 1399/8/10

یکی از همکارام میگفت بچه بودم روضه داشتیم خوابیده بودم بیدار شدم دیدم گشنمه رفتم آشپزخونه دیدم پام رفته تو سینی حلوا

کف آشپزخونه پر سینی حلوا نذری
دیدم گند زدم یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم دیدم صدای جیغ میاد
گفتم آقا گندش در اومد ...
رفتم نگاه کنم دیدم همه میزنن تو سرشون چند نفر غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی
اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن همه محل صف کشیدن یه ذره ببرن
شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت شفا بگیری جا پای حضرت است

 

گفتم یه چیز خنده دار بذارم😁

 

میدونم ترسناک نی😐

مجبورم عکسا رو یه پست یه پست بذارم چون هی میپره هردفعه😐👻

 

داستانی... | 08:14 1399/8/10

مخوف و....

 

(

 

↑اینا خیلی گوگولین*-* ↑)

 

 

 

=====

 

داستان واقعی از یک دانشجوی خانوم که ماه گذشته بر اثر تصادف با کامیون در گذشت

 

اسم اومریم بود،به صورت پاره وقت در یکی از شرکتهای ارتباطی مشغول به کار بود که آنجا با یکی از همکارانش به نام محمد آشنا شده بود

 

آنها دوعاشق به تمام معنا بودند ودر طول روز از طریق همراه باهم صحبت میکردند

مریم برای اینکه ارتباط بهتر وهزینه کمتر سیم کارت خود را عوض کرد واز اپراتوری که محمد استفاده میکرد سیمکارت تهیه نمود،تا هردو از یک اپراتور استفاده نمایند

 

خانواده مریم ازعلاقه این دو نسبت بهم با خبر بودن و محمد نیز ارتباط نزدیکی با خانواده ی مریم داشت(بخاطر عشقش)مریم بارها به دوستش وخانواده اش تو صحبتهاش گفته بود که دوست دارم اگه مردم گوشیم رو باهام دفن کنید

 

بعد از فوت مریم هرکاری میکردن تا تابوت مریم رو بلند کنند ومراسم تشییع را به جا آورند تابوت از جایش کنده نمی شد خیلی از حاظرین اقدام به بلندکردن تابوت نمودن ولی هیچکس نتونس تابوت را بلند کند

 

در نهایت با یکی از دوستان پدرمریم تماس گرفتن که این قدرت را داشت که با روح مردگان ارتباط برقرار میکرد

 

اوچوب دستی خودرا برداشت وبا خود شروع به صحبت کردن نمود.وپس از دقایقی گفت که این دختر خواسته ای داشته که هنوز انجام نشده

ودراین وسط دوست مریم گفت که اوهمیشه میگفت

 

(گوشیم را همراهم دفن کنید

 

سپس گوشی رو در تابوت کنار مریم گذاشتن وبه راحتی تابوت را بلند کردند

همه حضار در مراسم از این اتفاق عجیب وباور نکردنی در تعجب بودند

 

پدر مریم درمورد فوت دخترش چیزی به محمد نگفته بود چون آن در مسافرت بود. محمد پس از چندروز به مادر مریم زنگ میزنه و میگه که من دارم برمیگردم میحوام برام یه غذای خوشمزه درس کنی

 

ضمنا به مریم هم نگو چون میخوام سوپرایزش کنم.پس از اینکه محمد برگشت خبر فوت مریم را به اومیدهند

 

محمد فکر میکرد که دارند بااو شوخی میکنند واز آنها خواست که به مریم بگن از اتاق بیرون بیاید

 

چون برای او چیزی که دوست داشته سوغاتی آورده

ودست از مسخره بازی بردارند

خانواده مریم برای اثبات صحبتهاشون فوت نامه مریم رو به اون نشون دادند

 

محمد با صدای بلند شروع به گریه کردن نمود

 

سپس گفت که این غیر ممکنه چون من دیروز با اون صحبت کردم و ما همچنین باهم در ارتباطیم

 

محمد شروع به لرزیدن نمود

یکدفعه گوشی محمد شروع به زنگ خوردن نمود.محمد گفت نگاه کنید

 

این مریمه که تماس میگیره؟؟

گوشی را به خانواده مریم نشون داد

گوشی رو بر روی بلندگو باز نمود وبامریم صحبت کرد

 

همه داشتند به مکالمه آن دو گوش میکردن

صدابلند و واضح وبدون هیچ گونه تشویش وصاف بود؟

 

اون صدای مریم بود!!هیچکس بجز مریم نمیتوانست استفاده نماید،زیرا سیم کارت را با مریم دفن نموده بودند؟ همگی شوکه شده بودند

 

دوباره دنبال دوست پدر مریم که با ارواح ارتباط برقرار کنه فرستادن

اوهم رییس شرکت ارتباطی که مریم درآنجا کار میکرد دعوت به عمل آورد

 

وهردو پنجساعت جلسه گرفتند تا ببینند این مساله چطور ممکنه؟

وسپس کشف کردن که....

 

 

 

 

 

 

 

 

....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هیچ کس تنها نیست همراه اول

بهترین آنتن دهی را دارد!!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

😂😂😂😂

...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع:

 

http://khengoolestan.com/khengoolestan_arsam_2019-08-15_14_24_38/

 

 

بکوب

 

 

....

 

هعیی...یه روز ترسناک و... خبرایی وحشتناک:)

 

امکانات
گفتینو: آمار بازدید::

آمارگیر وبلاگ